خرید بک لینک
کلی پرس وجو کردم منتظرم ,فردا دیگه می رم پسرکم را ثبت نام می کنم ,خدا کنه بهت ظلم نکرده باشم مادر ,توکل به خدا دستهای کوچولوت ,نگاه پرسشگرت, قلب مهربونت ,خنده های ازته دلت ,نگرانی هاو دلتنگی هات ,اشکهایی که تو چشمهای سیاهت جمع می شه ,همه وهمه نگرانم می کنه که می تونم خوشبختت کنم واقعا ,لایق بودم مادرت باشم با اینکه دخترها ظریف و حساسند و لی دل خودشون را با گریه واحساسات خالی می کنند .... اما امان

برچسب: عاشق,همیشه,نگران, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

با اینکه من اصلا از اون خانمهای غرغرو نیستم که هیچ وپوچ بخواهم اوقات خودم وهمسرجان را تلخ کنم، اما نسبت به یک چیزخیلی حساسم اینکه تو خونه شلخته لباس بپوشه ,مثلا دیدید بعضی مردها زیر پوش می پوشند ,یعنی اصلا بیزارم از این مدل پوشیدن مثل راننده کامیونها ضمن احترام بهشون و اینکه تو گرما فعالیت می کنند برای یک لقمه نون حلال ,اگر ببینم همسرجان زیر پوش پوشیده سریع می رم یک لباس مرتب می اورم ودیگه از پی

برچسب: باشید, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

خواب جن دیدم تو خواب می دونستم جنند واصلا نمی ترسیدم یعنی تعبیرش چیه ؟

برچسب: نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

وقتی دچار تردید هستید ,مشورت می کنید ؟

پرس وجو می کنید ؟

نهایتا استخاره ,برای طلب خیر کردن و کم شدن فشار روانی و کمک از خداوند

نمی دونم چرا برای بعضی ها عجیبه !!!

مگه شما چکار می کنید ؟

+ نوشته شده در ساعت توسط |

برچسب: کنید, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

وقتی خدا بهم نداده چه کار کنم ؟؟؟؟

ندارم دیگه خوب !!!

پسرم هم نداره !!!

برچسب: کنم؟, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

از ساعت 8 شب تاهمین حالا داشتم به سوالات استاد پاسخ می دادم جهت انجام پایان نامه ,خداییش استاد راهنما خانم باشه خیلی سخت گیری می کنه ,کلی مقاله سرچ کردم و خوندم کلی از این و اون پرسیدم تو تلگرام پاسخ دادم بالاخره الان اکی دادند اما چیزی که نگرانم کرد برای یک سوال مجبور شدم از کارشناس استان در بخش اختلالات که آقای دکتر هستند پرسش کنم تو تلگرام ,اما الان نگرانم نکنه فکر بدبکنند توضیح هم دادم چرا ر

برچسب: جلسه,پرسش,وپاسخ, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

امروز رفتم اداره تا ضمانت همکارم را بکنم ,بعد معاون را دیدم گفت :برای ادامه کارت برو کار گزینی ,خلاصه که رفتم بعد نامه را بهشون نشون دادم ,برگه را می گه چطور معرفی شدی ؟چطوری گذاشتند بری ؟ هزارتا چرت وپرت گفت :این درشرایطی هست که در جوابیه نامه هم محل کارم مشخص شده ,چی بگم والله, منم گفتم: از همین جا معرفی شدم خود نادانش نامه را دیده بود !..خلاصه که ما نیرو به استثنایی نمی دهیم بابا دوتا معاون باه

برچسب: ؟؟؟؟؟, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

همش می گم چون پسرکم را از اون مدرسه برداشتم ,مدیر دلگیر شد کارم گره خورد ,خدایا خودت کمک کن !!!!

چکار کنم ,من باید به فکر بچه معصومم باشم خودش اونقدر کوچک هست ,نمی تونه تصمیم گیری کنه، طفلک

معصوم! !!!

خداجون خودت کمکش کنو کمکم کن ...

+ نوشته شده در ساعت توسط |

برچسب: خیال, نویسنده: سارا دادخواه تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 6:23

صفحه بندی